مسیحیت و سیاست (۲)
آگوستین و بنیان‌های شکل‌گیری الهیات سیاسی

دغدغۀ اصلی مسیحیت در سه قرن نخست، بقا در برابر جفا و آزار بود؛ دغدغه‌ای که به شکل‌گیری ساختارهای کلیسایی پایدار و رهبری کارآمد برای تاب‌آوری در برابر جفاها انجامید. دیگر چالش بزرگ مسیحیان اولیه مواجهه با تعالیم بدعت‌آمیز متعدد بود که تعالیم بنیادین کلیسا را تهدید می‌کردند و کلیسا باید با تعریف حدود و ثغور راست دینی با آنها مقابله می‌کرد. متفکرانی چون ژوستین شهید در آثار دفاعیاتی‌شان سعی می‌کردند به فرمانروایان و صاحب‌منصبان رومی نشان دهند که مسیحیان شهروندان وظیفه‌شناس امپراتوری هستند و وظایف شهروندی خود را با دقت به‌جا می‌آورند. ولی حکومت روم در مقاطع تاریخی مختلف آزار و جفای شدیدی را بر مسیحیان اِعمال می‌کرد. مسیحیان اولیه اگرچه با سؤالات بسیاری در مورد ماهیت حکومت و نگرش مسیحی در مورد آن دست‌وپنجه نرم می‌کردند اما خطرات وجودیِ اساسی‌تر که حیات کل کلیسا را تهدید می‌کرد فرصت چندانی برای مسیحیان نمی‌گذاشت تا نظریه‌ای جامع در مورد رابطۀ کلیسا با حکومت بپرورانند و در مورد ماهیت حکومت و سیاست و عرصۀ قدرت‌مداری، به تأملات الهیاتی بپردازند. رسمیت‌یافتنِ مسیحیت از سوی کنستانتین در سال ۳۱۳ میلادی و سپس اعلام مسیحیت به‌عنوان مذهب رسمی امپراتوری روم در سال ۳۸۰ میلادی، باعث شد مسیحیان که طی سه قرن از اقلیتی کوچک و تحت ستم به جنبشی فراگیر در قلمرو امپراتوری روم تبدیل شده بودند، از جایگاه نوینی در نظام این امپراتوری برخوردار شوند. این جایگاه جدید و فقدان جفا و آرامشی که برای مسیحیان پدید آمده بود و قرار گرفتن صاحب‌منصبان مسیحی در بسیاری از جایگاه‌های ادارۀ جامعه،  به آنها فرصت داد تا در مورد موضوع حکومت و سیاست و رابطۀ کلیسا با آن اندیشه‌پردازی کنند. سؤالاتی از قبیل اینکه حاکم مسیحی چگونه باید حکمرانی کند؟ جایگاه مذاهب دیگر در حکومتی که مسیحیت مذهب رسمی آن است چیست؟ در صورت بروز جنگ، شهروندان حکومتی که سردمداران آن مسیحی هستند چه واکنشی باید نشان دهند؟ این سؤال‌ها ذهن مسیحیان را عمیقاً درگیر ساختند و ضرورت پروراندن نگرشی مبتنی بر ایمان مسیحی را در مورد رابطۀ مسیحیان با سیاست و قدرت بیش از هر زمان دیگری مطرح کردند.  

 کتاب «شهر خدا»، نوشتۀ آگوستین، را می‌توان اولین اثر مهم در زمینۀ الهیات سیاسی دانست، اثری ماندگار که به‌زعم برخی سنگ بنای الهیات سیاسی را در تاریخ تفکر مسیحی گذاشته است. در این کتاب برای اولین بار رابطۀ ایمان مسیحی و حکومت و به‌عبارتی مفهوم سیاست از چشم‌انداز ایمان مسیحی، به‌شکلی نظام‌مند بررسی می‌شود. آگوستین سعی می‌کند پاسخی مستدل به این سؤال بدهد که رابطۀ کلیسا و مسیحیت با حکومت چگونه باید باشد و می‌کوشد بر اساس کتاب‌مقدس و استدلال‌های منطقی ابعاد مختلف این رابطه را تبیین کند. او در کتاب «شهر خدا» به این موضوع می‌پردازد که با نگاه به تاریخ و جوامع بشری می‌توان دو شهر یا جامعۀ متمایز را تشخیص داد.  یکی، شهر خدا [1]Civitas Dei ،متشکل از کسانی است که خدا را اولویت اصلی قرار داده‌اند و او را بیش از خودشان دوست دارند و بر اساس ارزش‌های الهی زندگی می‌کنند. و دیگری، شهر دنیوی [2]Civitas Terena ،متشکل از کسانی است که حب نَفْس و دنبال‌کردن لذات و ارزش‌های این جهانی هدف اصلی زندگی‌شان است. از نظر آگوستین این دو شهر دو مکان جغرافیایی خاص نیستند بلکه از جماعت انسان‌هایی تشکیل می‌شوند که در کنار هم زندگی می‌کنند ولی به‌واسطۀ اولویت‌ها و ارزش‌هایشان از هم متمایز می‌شوند.

آگوستین مسیحیان را شهروندان پادشاهی خدا می‌داند که وطن اصلی‌شان آسمان است و با پایان جهان به وطن ابدی خود خواهند رفت. ولی تا زمانی که آنها در این جهان زندگی می‌کنند ناگزیر شهروندان حکومت‌های زمینی بوده و تحت حاکمیت آنها هستند و نسبت به آن وظایفی دارند. کسانی که شهروندان پادشاهی خدا نیستند و اولویت اصلی‌شان حب نَفْس است، به‌دنبال قدرت و ثروت و نفوذ اجتماعی برای برآوردن نیازهای‌شان هستند. شهر زمینی و ادارۀ امور و نظام آن، یعنی این جهان، قلمر اصلی زندگی آنهاست و آنها فقط شهروندان این شهر زمینی هستند. آگوستین حکومت روم یا هر حکومت دیگری را قلمرو حکومت زمینی می‌داند که با عملکردهایش زندگی شهروندانش را اداره می‌کند و در پی تحقق ارزش‌های این جهانی است. اما آگوستین نیکویی خدا و مشیت و حاکمیت او را در این حکومت زمینی نیز مشاهده می‌کند و اینکه خدا از نظام‌های حکومتی برای برآوردن نیاز انسان‌ها و برقراری نظم و عدالت استفاده می‌کند. اما در عین‌حال، او اثرات جدی  سقوط و گناه را بر نظام‌های حکومتی و سیاسی خاطرنشان می‌سازد. به‌عبارت دیگر در نگرش آگوستینی نسبت به حکومت، ما هم شاهد محبت و  تدارک خدا برای برآوردن نیازهای جوامع انسانی هستیم و هم اثرات جدی سقوط و گناه را در آنها مشاهده می‌کنیم که در ظلم و خشونت و بی‌عدالتی و استبداد این نظام‌ها دیده می‌شود.

از دیدگاه آگوستین، وجود حکومت‌های زمینی برای برقراری نظم و عدالت در جهان ضرورت دارد. از این‌رو مسیحیان، یا شهروندان شهر خدا، باید هر آنچه از دست‌شان برمی‌آید برای بهبود و حفظ حکومتی که تحت لوای آن زندگی می‌کنند انجام دهند. اما در عین‌حال، این شهروندان از ماهیت ناکامل و مثأثر از گناه این حکومت‌ها نیز آگاهند و می‌دانند که این نظام‌ها کاستی‌ها و مشکلات فراوانی دارند. مسیحیان رستگاری و نجات غایی خود را در عمل غایی خدا در مسیح و در برقراری کامل پادشاهی خدا می‌بینند اما در عین‌حال می‌دانند تا زمانی که در این جهان زندگی می‌کنند باید هرآنچه از دست‌شان برمی‌آید انجام دهند تا این حکومت‌ها عملکرد عادلانه و بهتری داشته باشند. اما نمی‌توان از حکومت‌های زمینی انتظار زیادی داشت زیرا آنها نمی‌توانند باعث رستگاری انسان شوند، هرچند این حکومت‌ها بخشی از  نقشۀ خدا برای برآورده‌شدن نیازهای انسان‌ها و جوامع هستند. همچنین می‌توان فیض خدا را در آنها مشاهده کرد، زیرا وجود آنها در دنیایی سقوط‌کرده که هر انسانی در آن علائق و منافع خود را دنبال می‌کند ضروری است. آگوستین در عین‌حال که وجود حکومت را به‌خاطر طبیعت سقوط‌کردۀ انسان ضروری می‌بیند عملکرد آن را محدود به برقراری نظم و محدود ساختن شرارت انسان‌ها می‌داند که در بهترین حالت می‌تواند رفاه و آرامش موقت را در این جهان تدارک بیند. 

آگوستین سعادت ابدی انسان و آرامش و بهروزی حقیقی را در نجاتی می‌بیند که به‌واسطۀ عیسای مسیح فراهم شده است. با این‌حال، حتی انسان‌هایی که از نجات مسیح بی‌بهره‌اند و آرامش عمیق روحانی را تجربه نمی‌کنند، همچنان در پی آرامش زمینی‌اند. از این‌رو، شکل‌گیری جامعه‌ای که نظم و قانون بر آن حاکم باشد، نوعی آرامش نسبی را در زندگی آنان برقرار می‌سازد؛ آرامشی که بدون آن، تداوم زندگی جمعی ممکن نخواهد بود. هرچه جامعه‌ای بیشتر بر اساس نظم و قانون اداره شود صلح و آرامش بیشتری بر آن حاکم خواهد بود. از نظر آگوستین شهروندان شهر خدا می‌توانند در ایجاد و تحکیم این نظم و قانون که منجر به ایجاد آرامش نسبی و موقت در این جهان می‌شود، نقش داشته باشند. اگرچه مسیحیان می‌دانند که شهروندان شهر خدا هستند و نظام‌های حکومتی این جهان روزی از بین می‌روند، اما در راستای تحکیم نظم و قانون در شهر زمینی هم تلاش می‌کنند چون می‌دانند تا زمانی که در این جهان زندگی می‌کنند وجود این نظم و قانون آرامشی نسبی را برای آنها به ارمغان می‌آورد [3]Forster 2008, 88-90

آگوستین به‌واسطۀ تأثیر عمیقی که از فلسفۀ رومی-یونانی گرفته بود به وجود آنچه که آن را «قانون طبیعی» [4]Natural law می‌نامید باور داشت. او بر این باور بود که در درون همۀ انسان‌ها قانونی اخلاقی وجود دارد که با عقل و منطق خود به آن پی می‌برند، بدین‌معنا که همۀ انسان‌ها درکی کلی از حقیقت و عدالت دارند و این درک مشترک باعث می‌شود در پی تحقق برخی ارزش‌های مشترک باشند که آنها را والا و ضروری می‌دانند. از منظر آگوستین، امکان شکل‌گیری جامعه‌ای که نظم و قانون بر آن حاکم باشد و شیوۀ حکمرانی آن در جهت تأمین خیر و منفعت اکثریت سامان یابد، ریشه در وجود قانون طبیعی دارد. در واقع، در الهیات مسیحی، «مکاشفۀ عام» بیانگر مفهوم قانون طبیعی است که در فلسفۀ یونان بدان اشاره شده بود. مطابق دیدگاه الهیدانان مسیحی، خدا خود را به‌واسطۀ انبیا و پسرش عیسای مسیح بر ما آشکار کرده است و ما با درک حقیقت نجاتی که در «مکاشفۀ خاص» بر ما آشکار شده، نجات می‌یابیم. اما در عین‌حال، خدا حقایق مختلفی را در مورد خودش در طبیعت و هستی و وجدان اخلاقی بر ما آشکار کرده است که ما انسان‌ها جدا از مکاشفۀ خاص و با تفکر و تعمق می‌توانیم به آنها پی ببریم. مکاشفۀ عام منجر به نجات نمی‌شود و شناخت حقیقی از خدا را به انسان نمی‌دهد اما حقایق مهمی را در مورد خدا و خلقت در اختیار او می‌گذارد [5]Migliore 2004, 30-31. برای مثال در رومیان باب‌های ۱و۲ پولس در مورد مکاشفۀ عام خدا سخن می‌گوید. قانون طبیعی نیز به همین قلمرو مکاشفۀ عام تعلق دارد. بر این اساس، آگوستین استدلال می‌کند که انسان‌هایی که فاقد مکاشفۀ خاص هستند بر اساس قانون طبیعی درکی کلی از ضرورت وجود نظم و عدالت در جامعه دارند. او مسیحیان را دعوت می‌کند که در عین برخوردار بودن از مکاشفۀ خاص که منجر به نجات و رستگاری آنها می‌شود، در قلمرو مکاشفۀ عام و قانون طبیعی با انسان‌های دیگر همکاری کنند تا آرامشی نسبی بر عرصۀ حیات جمعی حاکم شود. البته به‌خاطر سقوط انسان و گناه، درک انسان‌ها از مکاشفۀ عام و قانون طبیعی ناقص است اما به هر حال راهنمایی، هرچند ناکامل، برای انسان سقوط‌کرده است. 

از دیدگاه آگوستین دو شهر خدا و شهر زمینی دو مفهوم اخلاقی و روحانی‌اند و دقیقاً متناظر با کلیسا و حکومت نیستند. مثلاً ممکن است کسی در کلیسا منصبی داشته باشد اما در پی ارضای جاه‌طلبی‌های شخصی و آمال خود باشد و از سوی دیگر شخصی مسیحی به‌عنوان یک مقام حکومتی با دلسوزی، مسئولیت‌های حکومتی خود را انجام دهد و نیازهای شهروندان کشورش را در حد نیاز برآورده سازد. در این حالت شخص نخست به شهر بابل تعلق دارد و شخص دوم به شهر خدا. در واقع، اگر آگوستین حکومت را به‌طور کامل با شهر زمینی یا بابل منطبق می‌دانست، حضور مسیحیان در مناصب حکومتی ناممکن می‌شد. اما تلقی آگوستین از حکومت چنین نیست. [6]کاپلستون، ۱۳۸۷، ۱۱۲-۱۱۳

در یک شهر، حاکمان با عشق به سلطه بر مردم تحت حاکمیت‌شان، فرمان می‌رانند؛ اما در شهر دیگر، حاکمان و کسانی که از آنان اطاعت می‌کنند، با عشق و محبت به یکدیگر خدمت می‌کنند. این عشق در اطاعت مطیعان و مراقبت حاکمان از آنان تحقق می‌یابد. بنابراین، این دو شهر دو جامعۀ انسانی متفاوتند: انسان‌ها با طبیعتی آلوده به گناه در شهر دنیوی زاده می‌شوند، اما تولد آنان در شهر خدا تنها به‌واسطۀ فیضی ممکن می‌گردد که ایشان را از گناه آزاد می‌سازد. [7]شهر خدا ۱۴:‏۲۸ و ۱۵:‏۲ 

آگوستین همچنین معتقد است که کلیسا می‌تواند بر حکومت تأثیر بگذارد و با ارزش‌هایش آن را اصلاح کند. به اعتقاد او اگر حکومت به حال خود رها شود با عشق به این جهان و قدرت شکل می‌گیرد اما تأثیر ارزش‌های مسیحی می‌تواند تا حدی از شکل‌گیری حکومت بر اساس عشق به جهان و قدرت جلوگیری کند. [8]کاپلستون ۱۳۸۷، ۱۱۳-۱۱۴

از دیدگاه آگوستین امپراتوری روم حتی با داشتن امپراتوری مسیحی نمی‌توانست با پادشاهی خدا همسان انگاشته شود و حکومت زمینی به‌خاطر جهت‌گیری غالب بر عملکردش پیوسته در معرض خطا و انحطاط قرار دارد و پیوسته باید با نگاهی نقادانه به آن نگریست [9]Phillips 2012,26. این نگاه نقادانه نسبت به حکومت در قرون وسطی به نگاه غالب در کلیسای غرب تبدیل شد اما در کلیسای بیزانس نگاه متفاوتی نسبت به حکومت شکل گرفت که در آن امپراتور مسیحی به‌عنوان نمایندۀ خدا بر زمین در نظر گرفته می‌شد و در تعامل و هماهنگی با کلیسا وظیفۀ گسترش پادشاهی خدا را بر عهده داشت. آثار الهیدانانی چون ائوسبیوس و یوحنای زرین‌دهان در سنت الهیات بیزانسی در شکل‌گیری این طرز تفکر در مورد حکومت نقش داشت.         

پاورقی

پاورقی
1 Civitas Dei
2 Civitas Terena
3 Forster 2008, 88-90
4 Natural law
5 Migliore 2004, 30-31
6 کاپلستون، ۱۳۸۷، ۱۱۲-۱۱۳
7 شهر خدا ۱۴:‏۲۸ و ۱۵:‏۲
8 کاپلستون ۱۳۸۷، ۱۱۳-۱۱۴
9 Phillips 2012,26
×
Generic filters