Free ebook download

تأملی در باب معنای دستگذاری در كليسا

ر بسياري از موارد، مسيحيان هنگام دعا براي يكديگر، بر روی هم دست می‌گذارند.

دیدگاه‌‌های شورای دوم واتیکان در مورد کلیسا

کلیسا چون آغلی درنظر گرفته می‌شود که تنها و یگانه در ورود به آن مسیح است…

ایران صفوی و تجربه میسیونرهای مسیحی در مورد تساهل و رد شدن – بخش سوم

راهبانی که در ایران بودند در فضای آزادی نسبی فعالیت داشتند…

ایران صفوی و تجربه میسیونرهای مسیحی در مورد تساهل و رد شدن – بخش دوم

دران کارملی نقل می‌کنند که چگونه شاه‌عباس در اوایل ژانویۀ ۱۶۲۰، در جشن تبرک آب برای ارامنه حضور یافت و …

ایران صفوی و تجربه میسیونرهای مسیحی در مورد تساهل و رد شدن – بخش اول

بخاطر رقابت و تخاصم صفویان با عثمانیها، سیاستِ نیم‌نگاه صفویان به غرب، به توسعۀ روابط فرهنگی-سیاسی ایران با غرب انجامید

مسیح به شاگردانش فرمود تا به اقصی نقاط جهان رفته، همۀ قوم‌ها را شاگرد سازند (متی۲۸:‏۱۹) و به آنان تعلیم دهند تا هر آنچه را كه عیسی به شاگردانش فرمان داده، به جا آورند (۲۸:‏۲۰). گاهی كلیسا انجام مأموریت بزرگ را صرفاً به معنای اعلان بشارت انجیل، و سپس تعلیم دادن و جذب ایمانداران مسیحی در قالب ساختارهای مختلف كلیسایی، تعریف كرده است. اگرچه اعلان بشارت انجیل نقطۀ آغازین مأموریت بزرگ است، اما به معنای تحقق کامل آن نیست. همچنین كسانی كه ایمان می‌آورند، خوانده نشده‌اند تا تنها شنوندگان تعلیم صحیح باشند، بلكه تا آن را به جا آورند (متی۲۸:‏۲۰) و به قول یعقوب، تا: « به جا آورندگان كلام باشند و نه فقط شنوندگان آن» (یعقوب۱:‏۲۲). به علاوه، عضویت در كلیسایی خاص و شرکت هفتگی در جلسات كلیسایی و دادن هدایا به كلیسا نیز از آنچه منظور نظر كلام خدا است، فاصلۀ بسیار دارد. كلیسا به معنای عهدجدیدی آن، بدنی است زنده و پویا كه اعضایش در مشاركت با یکدیگر و در رابطۀ بی‌واسطه با سر(که همان مسیح باشد)، رشد می‌كنند، و خدا نقشه و ارادۀ خود را توسط همین بدن به انجام می‌رساند. بنابراین، اگر چه بشارت و تعلیم وعضویت در كلیسا از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند و در تحقق مأموریت بزرگ نقشی عمده و اساسی دارند، اما همگی تنها نقطۀ آغاز و تداوم و به كمال رساندن فرآیندی هستند كه كلام خدا آن را ”شاگردسازی“ می‌خواند. مسیح می‌خواهد تمامی آنانی که به او ایمان می‌آورند، با او وارد رابطه‌ای شوند که به رابطۀ یک استاد و شاگرد می‌ماند. رابطه‌ای که نتیجۀ درک خداوندی مسیح و ضرورت حاکمیت او بر تمامی عرصه‌های زندگی یک ایماندار و همچنین بازآفرینی شخصیت و ارزشهای زندگی او در پرتو رابطه‌ای زنده با مسیح است. یك ایماندار تنها با داشتن چنین رابطه‌ای با مسیح و در اطاعت از كلام او می‌تواند مفهوم شاگردی را در زندگی خود تحقق بخشد.

اگرچه در مورد مفهوم واژۀ شاگرد و ابعاد مختلف آن می‌توان بسیار سخن گفت، اما در این نوشتار کوتاه، تنها به بیان مختصر برخی از ویژگیهای کلیدی شاگردی مسیح بسنده می‌کنیم:

شاگرد قابلیت یادگیری دارد:

شاگرد به معنای عام كسی است كه آمادگی و نیز توان و كشش ذهنی یاد گیری را دارد. در نظامهای آموزش و پرورش دنیا، وضعیت دانش‌آموزی كه قادر به درك و فهم و فراگیری مطالب ارائه شده از سوی معلّمان نیست، مورد بررسی دقیق مسئولان آموزشی قرار می‌گیرد. چنین دانش‌آموزی ممکن است دچار عقب‌ماندگی ذهنی باشد و یا از یكی از اختلالات یادگیری رنج ببرد. گاهی هم ممكن است به خاطر مشكلات حاد خانوادگی و مسائل روانی، دانش‌آموز تمركز لازم را برای فراگیری مطالب نداشته باشد. چنین دانش‌آموزانی حتی اگر در بهترین محیطهای آموزشی قرار بگیرند و بهترین معلّمان نیز به آنها آموزش بدهند، باز هم مطلب چندانی یاد نخواهند گرفت، چون كسی كه فاقد كشش ذهنی مناسب یا قابلیتهای فكری پایه است، قادر به فراگیری مطالب درسی ارائه شده نخواهد بود. در زندگی روحانی نیز این اصل بنیادین در آموزش و پرورش، به شكل دیگری نمود می‌یابد. عیسی در طول خدمت خود و در ارتباط با شاگردانش با این مسئله روبه‌رو بود. او بارها در مورد رخداد مرگ و قیام خود با آنان سخن می‌گوید اما شاگردان قادر به درك سخنان او نیستند (مرقس۸:‏۳۱و۳۲؛ ۹:‏۳۱و۳۲). در جایی دیگر می‌بینیم که شاگردان معنای رخداد ورود مسیح به اورشلیم را به درستی درك نمی‌كنند. برای مثال، یوحنا در انجیل خود می‌نویسد: «شاگردانِ او نخست این چیزها را درنیافتند» (یوحنا۱۲:‏۱۶). شاگردان بارها در مورد تعالیم عیسی دچار سوءتفاهم و كج‌فهمی شدند، با این حال، عیسی صبورانه حقایق مربوط به پادشاهی خدا را به آنان تعلیم می‌دهد و به ایشان می‌گوید كه پس از رفتنش، روح‌القدس بر آنها نازل خواهد شد و «همه‌چیز را به آنها خواهد آموخت» (یوحنا۱۴:‏۲۶) و آنان را به تمامی حقیقت راهبر خواهد شد (یوحنا۱۶:‏۱۳). در واقع پس از نزول روح‌القدس در روز پنتیكاست است كه شاگردان قادر به درك بسیاری از حقایق و نیز تعلیم صحیح آن به دیگران می‌شوند. در زندگی مسیحی نیز هر ایمانداری كه از روح خدا از نو مولود نشده و روح‌القدس فكر و قلب او را منوّر نساخته، قادر به درك حقایق روحانی نمی‌تواند باشد. روح‌القدس است كه به انسان خداوندی عیسی را آشكار می‌سازد (اوّل قرنتیان۱۲:‏۳) و به او این توانایی را می‌بخشد تا حقایق روحانی را درك كند (اوّل قرنتیان۲:‏۱۰-‏۱۵) چراکه انسان نفسانی قادر به درك امور روحانی نیست. بنابراین، اگر انسان در محضر بهترین معلّمان و واعظان نیز تعلیم بگیرد، توشۀ چندانی از حقایق روحانی برداشت نخواهد كرد و قادر به درك عوالم روحانی نخواهد نگردید. وضعیت او مانند شاگرد مدرسه‌ای خواهد بود كه به خاطر اختلال یادگیری یا عقب‌ماندگی ذهنی، مطالب ارائه شده در كلاس را فرا نمی‌گیرد. به عبارت دیگر، فردی كه تجربۀ تولد تازه را ندارد و روحِ خدا قلب و فكرش را تنویر نبخشیده است، در پادشاهی خدا به شاگردی می‌ماند كه قابلیت ذهنی و ظرفیت روحانی برای درك حقایق پادشاهی خدا را ندارد و در ارتباط شخصی با مسیح نمی‌تواند شاگرد او باشد و از او بیاموزد. اگرچه انسانها در سطوح ارتباطی گوناگونی می‌توانند با مسیح ارتباط برقرار کنند، اما در مورد رابطۀ شاگردی مسیح، عملکرد فعالانۀ روح‌القدس و تولّد تازه ضروری است و بدون آن نمی‌توان در مورد شاگرد‌سازی سخن گفت. به عبارت دیگر، افراد مختلفی می‌توانند به كلیسا بیایند كه حق‌جو بوده، یا به مسیحیت علاقه دارند و یا مسیح به عنوان معلّم اخلاق برای‌شان جذاب است. بشارت انجیل، موعظه و دادن تعلیم صحیح می‌تواند منجر به این شود كه آنها ایمان بیاورند و تولّد تازه را تجربه كنند، اما تنها پس از گذر از تمامی این مراحل است كه می‌توان در مورد فرآیند شاگردسازی در زندگی این اشخاص سخن گفت.

شاگرد اطاعت می‌كند:

مفهوم شاگردی در عهدجدید نه تنها به معنای شنیدن برخی حقایق و درك و پذیرش آنهاست، بلكه همچنین به معنای اطاعت و شكل‌دهی به شخصیت و زندگی بر اساس این حقایق است. هنگامی كه عیسی نخستین شاگردان خود را به شاگردی فرا می‌خوانَد، آنها روش قبلی زندگی خود را ترك می‌کنند و برای شروع زندگی‌ای جدید با ”استاد“، به دنبال او راه می‌افتند (متی۹:‏۹؛ لوقا۵:‏۱۰و۱۱). مسیح از شاگردانش اطاعت و سرسپردگی نسبت به خود را طلب می‌كرد. بنا بر تعالیم عیسی، شاگرد حقیقی كسی است كه خود را انكار می‌کند و هر روزه صلیب خود را برگرفته، از پی عیسی می‌رود (لوقا۹:‏۲۳). در شاگردی مسیح، انكار نفس و آمادگی برای بها دادن از اهمیت به سزایی برخوردار است. كسی كه حاضر نیست در مسیر پیروی از عیسی، از خواسته‌های شخصی خود بگذرد، لایق نیست شاگرد عیسی خوانده شود (متی۱۰:‏۳۸). بدون اطاعت از عیسی و آمادگی برای پرداخت بهای این اطاعت، شاگردی مسیح بی‌معناست. در بسیاری از موارد، انسانها معنای شاگردی عیسی را درك می‌كنند اما چون حاضر به اطاعت از او و پرداخت بهای لازم نیستند، نمی‌توانند شاگرد مسیح باشند و بدین‌گونه فرآیند شاگردی از همان ابتدا عقیم می‌ماند (لوقا۱۸:‏۱۸-‏۲۳). عیسی به آنانی كه می‌خواهند از او پیروی كنند با جدیّت هشدار می‌دهد كه باید بدانند چه می‌كنند و با آگاهی كامل در مسیر شاگردی او قدم بگذارند (لوقا۱۴:‏۲۸-‏۳۳). بنابراین، كسی كه آمادۀ اطاعت از استاد نیست، نمی‌تواند شاگرد خوبی برای او باشد و شاگردی مسیح، رابطه‌ای‌ست كه بدون اطاعت، نمی‌تواند تداوم بیابد و عمیقتر شود. البته هیچ مسیحی‌ای كامل نیست و ممكن است در زندگی‌اش قسمتهایی باشد كه آنها را هنوز به طور کامل تسلیم خداوند نکرده است، اما كسی كه درك كرده كه در فرآیند شاگردی، اطاعت جایگاهی محوری دارد، سعی می‌كند قلبی مطیع داشته باشد و در اطاعت از مسیح رشد كند. اما فردی كه قلبی نامطیع دارد و به هیچ عنوان نمی‌خواهد برنامه‌ها و نقشه‌ها و خواسته‌های فردی خود را كنار بگذارد، فرآیند شاگردی در او شكل نمی‌گیرد. شاگردی تعهدی مادام‌العمر برای اطاعت از مسیح است.

شاگرد فروتن است:

در واژۀ شاگرد، مفهوم فروتنی مستتر است. وقتی كسی عنوان شاگرد را بر خود می‌پذیرد و آن را بخش مهمی از هویت خود قلمداد می‌کند، این نیاز را در خود می‌بیند كه پیوسته یاد بگیرد و از كسی پیروی كند كه از او بیشتر می‌داند و بهتر می‌فهمد. معنای شاگردی مسیح این است که ما در تمام طول عمر خود در حال آموختن از او هستیم و این شاگردی هیچگاه پایان نمی‌پذیرد. یك مسیحی هر چقدر هم که از عمر روحانی‌اش بگذرد و هر اندازه هم که دانش الهیاتی و تجربیات روحانی عمیق کسب کند، باز هم پیوسته شاگرد مسیح و نیازمند یادگیری از او باقی می‌ماند. اگر حتی كسی به عنوان شبان یا معلّم، جمعی بزرگ را خدمت می‌كند، زمانی خدمتش مؤثر و بنا كننده خواهد بود كه پیوسته در رابطۀ شاگرد-استادی با مسیح بماند و ارادۀ او را برای هر مرحله از زندگی‌اش فرا بگیرد. هر یك از ما در هر مرحله از زندگی روحانی خود هم که باشیم، نه تنها این را باید تصدیق كنیم، بلكه باید به شاگرد بودن خود افتخار نیز بكنیم. این شاگردی، نه فقط در ارتباط با مسیح، بلکه در ارتباط با دیگر اعضای بدن مسیح هم باید دیده شود و شخص باید این فروتنی را داشته باشد تا آمادۀ یادگیری از شبان و دیگر خادمان و برادران ارشد خود نیز باشد. یک ایماندار باید به قدری فروتن باشد که آمادگی یادگیری از ایمانداران دیگر و حتی کودکان را نیز داشته واگر حقیقتی روحانی نزد آنها وجود دارد، به آن توجه کند. در اناجیل می‌خوانیم که عیسی از شاگردان می‌خواهد که برای درک سادگی ایمان، به کودکان نگاه کنند و آنها را سرمشق قرار دهند.

شاگرد شبیه استاد خود می‌شود:

طریق شاگردی، طریق شبیه شدن به عیسای مسیح است. شاگردان فرا خوانده شده‌اند تا به شباهت استاد و خداوند و نجات‌دهندۀ خود درآیند. مسیح در همۀ موارد نمونه‌ای عملی به شاگردان نشان می‌داد تا آنان با نگاه كردن به او بتوانند در اثر قدمهای وی گام بردارند. عیسی تمام وقت خود را با شاگردانش سپری می‌كرد و این امكان را برای آنان به وجود می‌آورد كه پیوسته به او دسترسی داشته، شاهد رفتار و اعمال او باشند و منش و شخصیت او را از نزدیك بشناسند. محبت، حلم و فروتنی، روحیۀ بخشنده، شفقت و دلسوزی او نسبت به دیگران، تقدّس و پاكی بی‌مثالش، و اطاعت كامل او از پدر، و آمادگی‌اش برای رنج صلیب و بسیاری موارد دیگر، همه و همه در برابر چشمان شاگردان قرار داشتند تا آنان نیز با نگاه كردن به او، شیوۀ زندگی وی را در پیش گرفته و منش و سیرت او را سرمشق خود قرار دهند. به یک معنا، هدف زندگی مسیحی همانا شبیه شدن به عیسای مسیح است و خدا فرزندان بسیار را فرا خوانده تا به شباهت پسرش درآیند (رومیان۸:‏۲۹و۳۰؛ افسسیان۴:‏۱۳). در كلیسای اولیّه، بالاترین افتخار شاگردان این بود كه چون خداوندشان جهان را ترك كنند و مرگی مشابه مرگ او داشته باشند (فیلیپیان۳:‏۱۰). شاگردی تنها مسیری‌ست كه یك مسیحی می‌تواند به واسطۀ آن به این هدف دست بیابد.

اگرچه شاگردی مسیح ابعاد گوناگون دیگری نیز دارد، اما در این نوشتار كوتاه سعی ما بر آن بود تا به شكلی اجمالی به برخی از مهمترین ابعاد این مفهوم بپردازیم. خداوند فیض عطا كند تا شاگردان حقیقی او باشیم.