Free ebook download

دیدگاه‌‌های شورای دوم واتیکان در مورد کلیسا

کلیسا چون آغلی درنظر گرفته می‌شود که تنها و یگانه در ورود به آن مسیح است…

ایران صفوی و تجربه میسیونرهای مسیحی در مورد تساهل و رد شدن – بخش سوم

راهبانی که در ایران بودند در فضای آزادی نسبی فعالیت داشتند…

ایران صفوی و تجربه میسیونرهای مسیحی در مورد تساهل و رد شدن – بخش دوم

دران کارملی نقل می‌کنند که چگونه شاه‌عباس در اوایل ژانویۀ ۱۶۲۰، در جشن تبرک آب برای ارامنه حضور یافت و …

ایران صفوی و تجربه میسیونرهای مسیحی در مورد تساهل و رد شدن – بخش اول

بخاطر رقابت و تخاصم صفویان با عثمانیها، سیاستِ نیم‌نگاه صفویان به غرب، به توسعۀ روابط فرهنگی-سیاسی ایران با غرب انجامید

اهمیت انضباط شبانی در حیات کلیسا

در بسیاری از کشورهای اروپایی و در آمریکای شمالی، بخشی از درصد رشد کلیساها به‌خاطر مهاجرت مسیحیان نیمکرۀ جنوبی به این کشورهاست

در بسياري از موارد، مسيحيان هنگام دعا براي يكديگر، بر روی هم دست می‌گذارند. اگرچه در برخي كليساها حق دعای توأم با دست گذاردن بر ایمانداران فقط برای خادمان محفوظ است، اما علی‌رغم این، در اين كليساها نيز دستگذاری بر ايمانداران بخش مهمی از حيات كليسايی محسوب می‌شود و در بسياری از آيينهای كليسايی جايگاه مهمی دارد. اما براستی دستگذاری چه معنا و مفهومی دارد؟ ريشه‌های كتاب‌مقدسی اين پديده را در كدامین قسمتهای كتاب‌مقدس می‌توان يافت و به طور کلی از نظر الهياتی و روحانی اين عمل چه معناست؟

در ابتدای باب ششم رساله به عبرانیان، می‌بینیم که نويسنده خوانندگان خود را تشويق می‌كند و می‌گوید: «بیایید تعاليم ابتدايی دربارۀ مسيح را پشت سر نهاده، به سوی كمال پيش برويم» (عبرانيان۶:‏۱). و سپس در توضيح اين تعاليم ابتدايی كه ظاهراً هر مسيحی نوايمانی بايد با آنها آشنا می‌شد، به «توبه از اعمال منتهی به مرگ، و ايمان به خدا، و آموزش تعميدها، و دستگذاريها، و رستاخيز مردگان و مجازات ابدی» اشاره می‌كند. از اين آيه متوجه می‌شويم كه انواع دستگذاريها در حيات كليسای اوليه از اهمیت بسزایی برخوردار بودند و بخشی از تعاليمی كه يك نوايمان دريافت می‌كرد، در مورد انواع گوناگون اين دستگذاريها و معنای روحانی آنها بود.

به طور كلی، عمل دست گذاشتن بر اشخاص عملی است نمادين كه همچون ديگر اعمال نمادين در زندگی روحانی در پی آن است كه حقيقت يا حقايقی ناديدنی را كه به ساحَت و قلمرويی متعال تعلق دارد، به شكلی مرئی و ديدنی به نمايش بگذارد. و بدينسان هم برای ناظران امكان درك اين حقيقت يا حقايق را فراهم می‌سازد و هم اين امكان را برای انسانها به وجود می‌آورد تا در موقعيتی قرار بگيرند كه بتوانند واكنش ايمانی مناسبی نسبت به آن حقيقت داشته باشند. در واقع می‌توانیم بگوییم که دستگذاریها، عملكردهايی مشخص را در جهت تحقق برخی اهداف عملی در زندگی انسانها ايفا می‌کنند. عمل دستگذاری سعی در انتقال و بيان حقايقی دارد كه درك و پذيرش آنها بر حيات روحانی فرد و قوم خدا می‌تواند اثراتی بسيار داشته باشد. در عملِ دستگذاری، حداقل سه عملكرد و هدف را مشاهده می‌كنيم كه در این مقاله به اختصار به توضيح آنها می‌پردازيم:

۱.انتقال: 

در كتاب‌مقدس به دفعات شاهد هستيم كه اشخاص با دست گذاشتن بر ديگران در پی آنند كه آنچه را خود دارند، به آنها نیز منتقل کنند، و يا از خدا می‌خواهند كه بركت و نعمتی خاص به واسطۀ دعا و شفاعت آنان به ديگری داده شود. عمل دست گذاشتن امكانی را در جهان مادی فراهم می‌سازد كه شخص يا اشخاص در معرض دريافت بركتی مادی يا روحانی قرار بگیرند. برای مثال، اسحاق با گذاشتن دست بر فرزندان خود می‌خواهد آنها را بركت دهد. به عبارت دیگر، او می‌خواهد آنچه را كه از خدا يافته، يعنی بركات مادی و اندوخته‌های بسيار و وعده‌های الهی، به فرزندانش منتقل شود (پيدايش باب ۲۷). يعقوب نيز به همين شكل از خدا می‌خواهد تا فرزندان يوسف بركات مادی و روحانی بسياری دريافت كنند (پيدايش باب۴۸). در اين دو نمونه، نه فقط برای انتقال بركتی روحانی، بلكه برای جاری شدن بركتی مادی در زندگی ديگران دعا می‌شود و با گذاشتن دست بر افراد، عملی مبتنی بر ايمان از سوی فردی كه خواهان بركت برای ديگری‌ست، انجام می‌شود.

در زندگی و خدمات عيسی می‌بینیم كه او برای شفای بيماران، بر آنها دست می‌گذارد و بدين گونه شفای الهی در وجود آنان جاری می‌شود و از امراض خود شفا می‌يابند (متی۹:‏۲۹؛ مرقس۶:‏۳۲؛ لوقا۴:‏۴۰). در واقع، در اين موارد شاهد انتقال شفای الهی از سوی عيسی به سوی مريضان هستيم. عيسي به شاگردان خود نيز حكم می‌كند تا برای شفای مريضان بر آنها دست بگذارند (مرقس۱۶:‏۱۸).

 در كتاب اعمال رسولان نیز شاهد اين هستيم كه شاگردان بر اشخاص دست می‌گذاشتند و آنان از روح‌القدس پر می‌شدند (اعمال۸:‏۱۷ و ۱۹:‏۶). علی‌رغم اینکه روح‌القدس وعدۀ خدا به همۀ كسانی‌ست كه عيسی را به عنوان خداوند و نجات‌دهندۀ خود پذيرفته‌اند و در خود كتاب اعمال نیز در بسیاری از موارد می‌بینیم که اشخاص بدون دستگذاری روح‌القدس را می‌يابند، اما دستگذاری رسولان نیز باعث می‌شد كه اشخاص از روح خدا پر شوند.

در کلام خدا، در مواردی نيز می‌بینیم كه برای مسح اشخاص برای آغاز خدمتی جديد بر آنها دست گذاشته می‌شود. برای مثال، در تثنیه۳۴:‏۹ می‌خوانیم که: «و یوشع پسر نون پر از روح حكمت بود، از آن رو که موسی دستان خود را بر او نهاده بود». در واقع اگر چه يوشع ساليان سال برای خدمت رهبری قوم خدا تجربه كسب كرده و آماده شده بود، اما دستگذاری موسی به طور خاص باعث می‌شود كه او برای اين خدمت مسح، و برای رهبری قوم از روح حكمت پر شود. نمونۀ مشابه ديگر تيموتائوس است كه پولس به او اندرز داده، می‌گوید: «آن عطای خدا را كه به واسطۀ دست گذاشتن من در تو جای گرفته، شعله‌ور ساز» (دوم تيموتائوس۱:‏۶). در این قسمت، در مورد ماهيت دقيق آن عطايی كه پولس در موردش سخن می‌گويد، توضيحی داده نمی‌شود ولی با توجه به مشكلات خدمتی خاصی كه تيموتائوس با آنها مواجه بود، و جوانی و كمبود اعتماد به نفس او، به احتمال زياد پولس به آنچه كه به خدمت شباني و تعليمی وی مربوط می‌شود و او را قادر می‌سازد تا اين خدمت را بهتر انجام دهد، اشاره می‌كند. در واقع تیموتائوس مسح و عطای لازم برای انجام خدمت را در حينی كه پولس بر او دست می‌گذارد، دريافت می‌کند. همچنين در اول تيموتائوس۴:‏۱۴ می‌خوانيم كه پولس به تيموتائوس می‌گويد: «به آن عطايی كه در توست بی‌اعتنايی مكن، عطايی كه به واسطۀ نبوّت يافتی آنگاه كه هيئت مشايخ بر تو دست گذاشتند». به نظر می‌آید در اینجا پولس به رخداد ديگری اشاره می‌كند كه باز به واسطۀ دست گذاشتن او و مشايخ، عطايی روحانی بر تيموتائوس قرار گرفته بود. در اين آیه و در آیه‌ای که پیشتر به آن پرداختیم، پولس از تيموتائوس می‌خواهد تا آنچه كه به واسطۀ دستگذاری او و مشايخ يافته است، شعله‌ور سازد و نسبت به آن بی‌تفاوت نباشد. یعنی، خودِ تیموتائوس هم در فعليت بخشیدن به آنچه توسط دستگذاری ديگران به او داده شده بود، نقش مهمی دارد. با بررسی نمونه‌های مشابه ديگر در كتاب‌مقدس، می‌بینیم كه ايمان و همكاری داوطلبانۀ فرد با خدا ، نقش مهمی در آشكار شدن دعوت و مسح الهی، و يا خاموش شدن آن دارد. پس در عمل دستگذاری، شخص يا اشخاصی، با ايمان از خدا می‌خواهند تا مسح، عطا يا بركاتی الهی بر شخصی ديگر قرار بگيرد، و برای تحقق اين امر به شكلی نمادين دستهای خود را بر او قرار می‌دهند. در موردی مثل دست گذاشتن موسی بر يوشع، موسی با ايمان از خدا می‌خواهد تا آنچه خدا به او داده، يعنی عطيه و فيض رهبری قوم خدا، به شخص ديگری كه همانا يوشع جوان بود، داده شود، تا او نيز بتواند وظيفۀ خطير رهبری قوم خدا را انجام دهد، و با اين هدف بر يوشع دست می‌گذارد. در واقع با توجه به توضيحات فوق درمی‌يابيم كه يكی از كاركردهای عمل دستگذاری اين است كه بركتی روحانی از سوی خدا به شخص يا اشخاص انتقال يابد، و كسانی كه عمل دستگذاری را انجام می‌دهند، با ايمان اعلام می‌كنند كه بركت يا بركات بر فرد قرار گيرد و با‌ انجام عمل نمادين گذاشتن دست بر فرد، تحقق اين حقيقت را اعلام می‌كنند. همچنين به نظر می‌رسد كه خدا به تشخيص روحانی فردی كه اين عمل را انجام می‌دهد احترام می‌گذارد، و دعای او در تأييد الهی قرار دارد و منجر به جاری شدن بركت مالی، يا شفا، يا مسح و عطا بر فرد می‌شود. همان‌گونه كه اشاره شد، ايمان و پذيرش و ارادۀ آزاد فردی كه بر او دست نهاده می‌شود، در آشكار شدن و تحقق یافتن آنچه كه برايش دعا شده، مهم است. اما در مواردی مثل دعای بركت عيسی برای كودكان كه عيسی بر آنها دست می‌گذارد و دعا می‌كند (متي۱۹:‏۱۳-‏۱۵)، كودكان به خاطر سن كمشان از آنچه برايشان اتفاق می‌افتد آگاهی چندانی ندارند، اما بركت عيسی بر آنها قرار می‌گيرد.

۲. تأييد: 

يكی ديگر از اهداف دستگذاری در كلام خدا اين است كه همه به‌عينه و به‌روشنی ببينند كه فردی كه دستگذاری می‌شود، مورد تأييد خدا و رهبران قوم خداست. اين موضوع به طور خاص در زمينۀ رهبری روحانی قوم خدا اهميت بسزایی دارد. برای مثال، در مورد دستگذاری يوشع می‌خوانيم: «موسی طبق فرمان خداوند عمل کرد. او یوشع را برگرفته، او را به حضور اِلعازارِ كاهن و تمامی جماعت بر پا داشت. آنگاه دستهای خود را بر وی نهاد و وظایفش را به او محول کرد، چنانکه خداوند به واسطۀ موسی گفته بود» (اعداد۲۷:‏۲۲و۲۳). در واقع در اين برحه از زمان، عمل دستگذاری یوشع با اين هدف صورت می‌گيرد كه رهبران و نيز تمامی قوم به‌روشنی ببينند كه يوشع كسی‌ست كه پس از مرگ موسی بايد رهبری قوم را به دست گيرد، و تأييد خدا و موسی در مورد رهبری يوشع با اين عمل دستگذاری بر همه آشكار می‌شود. و بدين ترتیب جلوی رقابتها و درگيريهای احتمالی در مورد جانشينی موسی در آينده نیز گرفته می‌شود. به‌یقین يكی از دلايل دستگذاری تيموتائوس جوان از سوی پولس و هيئت مشايخ، تأييد رهبری او از سوی آنان، و اعلان اين حقيقت به كليسا بود كه از نظر پولس و مشايخ، تيموتائوس جوان برای ايفای نقش رهبری در كليسای افسس توان و قابليت لازم را دارد و مورد تأييد آنان است. بدين گونه قوم خدا متوجه می‌شوند رهبر روحانی آنان كيست و از پيروی رهبران دروغين به دور می‌مانند. اين موضوع بسيار اهميت دارد كه قوم خدا رهبران راستين خود را بشناسند و از پيروی خادمينی كه ممكن است كليسا را به انحراف ببرند، بر حذر باشند. لذا از ديرباز در بين كليساهای مختلف مسئلۀ دستگذاری خادمين اهميت بسزایی داشته است به طوری که هر چقدر مقام خادمی بالاتر باشد، در مورد دستگذاری او حساسيت بيشتری نشان داده می‌شود. در كليسای كاتوليك و اُرتدكس، حتی مسئلۀ دستگذاری خادمين و كشيشان به يكي از آيينهای رسمی كليسا تبديل شده و با شكوه و جديت خاصی دنبال می‌شود، و در آن اين باور مفروض است كه نه تنها در حين دستگذاری مسح الهی برای خدمت روحانی بر فرد قرار می‌گيرد، بلكه همچنين دعوت و خدمت فرد دستگذاری شده، از سوی كل كليسا تأييد می‌شود و جمع مؤمنان و قوم خدا از آن لحظه به‌بعد شبان و رهبر روحانی خود را بازمی‌شناسند. و چون اين كليساها خود را تداوم سنت رسولان می‌دانند، در آيين دستگذاری آنها، تأييد رسولان نيز مفروض انگاشته می‌شود، که گویی به واسطۀ دستگذاری به فرد منتقل می‌شود.

همچنين، كلام خدا به ما می‌گويد: «در دست گذاشتن بر كسی شتاب مكن» (اوّل تيموتائوس۵:‏۲۲). يكي از دلايل اين اندرز آن است كه فردی كه برای خدمت دستگذاری مي‌شود، در واقع از نظر قوم خدا كسی‌ست كه رهبرانِ ديگر صلاحيت او را برای خدمت و رهبری جماعت مؤمنان تأييد می‌كنند. و اگر اين شخص صلاحيت لازم برای اين امر را نداشته باشد و رهبران و خادمان در دستگذاری او عجله كرده باشند، جمع مؤمنان به اين فرد اعتماد می‌كنند و در نتيجۀ رهبری نادرست و نیز بی‌كفايتی و ناكارآمدی او ممكن است آسيبهايی جدّی به قوم خدا وارد شود. در اين حالت رهبرانی كه بر آن شخص دست گذاشته‌اند، مقصرند، زيرا با عمل دستگذاری خود در جمع، به قوم خدا اين پيغام را داده‌اند كه اين فرد از نظر آنها صلاحيت لازم برای خدمت روحانی را دارد و مورد تأييد ایشانند. از اين رو بسيار مهم است كه رهبران نه از روی شتاب، بلكه پس از آزمودن شخص در شرايط و موقعیتهای مختلف و در زمان مناسب او را دستگذاری کنند.

۳. وقف: 

معنا و كاركرد ديگری كه در عمل دستگذاری وجود دارد، مسئلۀ وقف و جداسازی كَس يا چيزی است كه بر او دست گذاشته می‌شود. در عهدعتیق در هنگام گذرانيدن قربانيها، كاهن بر حيوانی كه بايد قربانی می‌شد دست می‌گذاشت و دعا می‌كرد. بدین ترتیب، اين حيوان به عنوان قربانی جدا شده، كاركرد ديگری نمي‌توانست داشته باشد و به عنوان قربانی گناه، يا جرم، يا قربانی داوطلبانه گذرانيده می‌شد. يكی از معانی‌ای كه در دستگذاری كاهنان وجود داشت، همانا جدا شدن آنها از بقيۀ قوم و تقديس و وقف آنها برای خدمتی بود كه خدا آنها را بدان خوانده بود. در باب ۱۳ کتاب اعمال رسولان می‌خوانيم كه روح‌القدس در هنگام عبادت به رهبران كليسای انطاكيه می‌گوید: «برنابا و سولُس را براي من جدا سازيد، به جهت كاری كه ايشان را بدان فرا خوانده‌ام» (اعمال۱۳:‏۲). و می‌بینیم که پس از شنیدن این فرمان: «آنگاه پس از روزه و دعا، دست بر آن دو نهاده، ايشان را روانۀ سفر كردند» (اعمال۱۳:‏۳). در اين دستگذاری، اين دو نفر برای انجام خدمتی مشخص جدا می‌شوند و به مأموريت خاصی فرستاده می‌شوند. برنابا و سولُس رهبرانی شناخته شده و مسح شده بودند كه مسح و رهبری آنان برای كليسا محرز بود، اما با این حال، برای انجام اين هدايت و خدمت تازه دستگذاری می‌شوند و بدين گونه برای اين خدمت تازه وقف می‌شوند. به‌یقین در اين دستگذاری برای آنها دعا نيز می‌شود تا برای اين خدمت مسح و قوتی جديد نيز دريافت كنند.بی‌شک برای دستگذاری معانی و كاركردهای ديگری را نيز می‌توان برشمرد، اما در اين مقالۀ كوتاه سعی ما بر آن بود تا به شكلی اجمالی به سه معنی و كاركرد بنيادين آن اشاره كنيم. مراسم و آيينها و نمادهای كتاب‌مقدسی و كليسايی، مشحون از معانی گوناگونند و كاركردهايی چندگانه دارند و با ابعاد گوناگون وجود انسان و سطوح مختلف آگاهی او (كه شامل ناخودآگاه او نيز می‌شود)، سخن می‌گويند. و روح خدا می‌تواند توسط همۀ آنها با انسان سخن بگويد و از طريق آنها در او عمل كند. همچنين اين آيينها و نمادها و اعمال روحانی نقش مهمی در انسجام بخشيدن به قوم خدا و شكل‌دهی به هويت جمعی آن دارند. تأثيرات روانشناختی آنها نيز از سوی روانشناسانی چون كارل گوستاو يونگ مورد بررسی قرار گرفته‌اند. از این رو، بجاست كه با نگاهی عميقتر و موشكافانه‌تر به آنها بنگريم و اجازه دهيم روح خدا توسط آنها با ما سخن گويد و در ما عمل كند.