Free ebook download

دعوت به وفاداری

چند سال پیش به دعوت یک دانشکدۀ بزرگ الهیات در آمریکا برای جمعی متشکل از روحانیون و افراد عادی سخنرانی کردم

داستایِفسکی: حدیث سرگشتگی‌ها و گُمگشتگی‌ها

زبان خدا چیست؟ به چه زبانی دعای ما را می‌شنود؟…

خداوند همۀ زبان‌ها

زبان خدا چیست؟ به چه زبانی دعای ما را می‌شنود؟…

آشنایی با پدران کلیسا

پدران کلیسا عنوانی است که به دسته‌ای از شخصیتهای مهم قرون اولیۀ مسیحیت اطلاق می‌شود…

ایمانی که به هیچ قیمت دست بردار نیست

یکی از بارزه‌های ایمان حقیقی که در کتاب‌مقدس به آن توجه زیادی مبذول شده است، “پافشاری و اصرار” در تقاضا و درخواست از خدا می‌باشد

در بسیاری از موارد، مسیحیان هنگام دعا برای یکدیگر، بر روی هم دست می‌گذارند. اگرچه در برخی کلیساها حق دعای توأم با دست گذاردن بر ایمانداران فقط برای خادمان محفوظ است، اما علی‌رغم این، در این کلیساها نیز دستگذاری بر ایمانداران بخش مهمی از حیات کلیسایی محسوب می‌شود و در بسیاری از آیینهای کلیسایی جایگاه مهمی دارد. اما براستی دستگذاری چه معنا و مفهومی دارد؟ ریشه‌های کتاب‌مقدسی این پدیده را در کدامین قسمتهای کتاب‌مقدس می‌توان یافت و به طور کلی از نظر الهیاتی و روحانی این عمل چه معناست؟

در ابتدای باب ششم رساله به عبرانیان، می‌بینیم که نویسنده خوانندگان خود را تشویق می‌کند و می‌گوید: «بیایید تعالیم ابتدایی دربارۀ مسیح را پشت سر نهاده، به سوی کمال پیش برویم» (عبرانیان۶:‏۱). و سپس در توضیح این تعالیم ابتدایی که ظاهراً هر مسیحی نوایمانی باید با آنها آشنا می‌شد، به «توبه از اعمال منتهی به مرگ، و ایمان به خدا، و آموزش تعمیدها، و دستگذاریها، و رستاخیز مردگان و مجازات ابدی» اشاره می‌کند. از این آیه متوجه می‌شویم که انواع دستگذاریها در حیات کلیسای اولیه از اهمیت بسزایی برخوردار بودند و بخشی از تعالیمی که یک نوایمان دریافت می‌کرد، در مورد انواع گوناگون این دستگذاریها و معنای روحانی آنها بود.

به طور کلی، عمل دست گذاشتن بر اشخاص عملی است نمادین که همچون دیگر اعمال نمادین در زندگی روحانی در پی آن است که حقیقت یا حقایقی نادیدنی را که به ساحَت و قلمرویی متعال تعلق دارد، به شکلی مرئی و دیدنی به نمایش بگذارد. و بدینسان هم برای ناظران امکان درک این حقیقت یا حقایق را فراهم می‌سازد و هم این امکان را برای انسانها به وجود می‌آورد تا در موقعیتی قرار بگیرند که بتوانند واکنش ایمانی مناسبی نسبت به آن حقیقت داشته باشند. در واقع می‌توانیم بگوییم که دستگذاریها، عملکردهایی مشخص را در جهت تحقق برخی اهداف عملی در زندگی انسانها ایفا می‌کنند. عمل دستگذاری سعی در انتقال و بیان حقایقی دارد که درک و پذیرش آنها بر حیات روحانی فرد و قوم خدا می‌تواند اثراتی بسیار داشته باشد. در عملِ دستگذاری، حداقل سه عملکرد و هدف را مشاهده می‌کنیم که در این مقاله به اختصار به توضیح آنها می‌پردازیم:

۱.انتقال: 

در کتاب‌مقدس به دفعات شاهد هستیم که اشخاص با دست گذاشتن بر دیگران در پی آنند که آنچه را خود دارند، به آنها نیز منتقل کنند، و یا از خدا می‌خواهند که برکت و نعمتی خاص به واسطۀ دعا و شفاعت آنان به دیگری داده شود. عمل دست گذاشتن امکانی را در جهان مادی فراهم می‌سازد که شخص یا اشخاص در معرض دریافت برکتی مادی یا روحانی قرار بگیرند. برای مثال، اسحاق با گذاشتن دست بر فرزندان خود می‌خواهد آنها را برکت دهد. به عبارت دیگر، او می‌خواهد آنچه را که از خدا یافته، یعنی برکات مادی و اندوخته‌های بسیار و وعده‌های الهی، به فرزندانش منتقل شود (پیدایش باب ۲۷). یعقوب نیز به همین شکل از خدا می‌خواهد تا فرزندان یوسف برکات مادی و روحانی بسیاری دریافت کنند (پیدایش باب۴۸). در این دو نمونه، نه فقط برای انتقال برکتی روحانی، بلکه برای جاری شدن برکتی مادی در زندگی دیگران دعا می‌شود و با گذاشتن دست بر افراد، عملی مبتنی بر ایمان از سوی فردی که خواهان برکت برای دیگری‌ست، انجام می‌شود.

در زندگی و خدمات عیسی می‌بینیم که او برای شفای بیماران، بر آنها دست می‌گذارد و بدین گونه شفای الهی در وجود آنان جاری می‌شود و از امراض خود شفا می‌یابند (متی۹:‏۲۹؛ مرقس۶:‏۳۲؛ لوقا۴:‏۴۰). در واقع، در این موارد شاهد انتقال شفای الهی از سوی عیسی به سوی مریضان هستیم. عیسی به شاگردان خود نیز حکم می‌کند تا برای شفای مریضان بر آنها دست بگذارند (مرقس۱۶:‏۱۸).

 در کتاب اعمال رسولان نیز شاهد این هستیم که شاگردان بر اشخاص دست می‌گذاشتند و آنان از روح‌القدس پر می‌شدند (اعمال۸:‏۱۷ و ۱۹:‏۶). علی‌رغم اینکه روح‌القدس وعدۀ خدا به همۀ کسانی‌ست که عیسی را به عنوان خداوند و نجات‌دهندۀ خود پذیرفته‌اند و در خود کتاب اعمال نیز در بسیاری از موارد می‌بینیم که اشخاص بدون دستگذاری روح‌القدس را می‌یابند، اما دستگذاری رسولان نیز باعث می‌شد که اشخاص از روح خدا پر شوند.

در کلام خدا، در مواردی نیز می‌بینیم که برای مسح اشخاص برای آغاز خدمتی جدید بر آنها دست گذاشته می‌شود. برای مثال، در تثنیه۳۴:‏۹ می‌خوانیم که: «و یوشع پسر نون پر از روح حکمت بود، از آن رو که موسی دستان خود را بر او نهاده بود». در واقع اگر چه یوشع سالیان سال برای خدمت رهبری قوم خدا تجربه کسب کرده و آماده شده بود، اما دستگذاری موسی به طور خاص باعث می‌شود که او برای این خدمت مسح، و برای رهبری قوم از روح حکمت پر شود. نمونۀ مشابه دیگر تیموتائوس است که پولس به او اندرز داده، می‌گوید: «آن عطای خدا را که به واسطۀ دست گذاشتن من در تو جای گرفته، شعله‌ور ساز» (دوم تیموتائوس۱:‏۶). در این قسمت، در مورد ماهیت دقیق آن عطایی که پولس در موردش سخن می‌گوید، توضیحی داده نمی‌شود ولی با توجه به مشکلات خدمتی خاصی که تیموتائوس با آنها مواجه بود، و جوانی و کمبود اعتماد به نفس او، به احتمال زیاد پولس به آنچه که به خدمت شبانی و تعلیمی وی مربوط می‌شود و او را قادر می‌سازد تا این خدمت را بهتر انجام دهد، اشاره می‌کند. در واقع تیموتائوس مسح و عطای لازم برای انجام خدمت را در حینی که پولس بر او دست می‌گذارد، دریافت می‌کند. همچنین در اول تیموتائوس۴:‏۱۴ می‌خوانیم که پولس به تیموتائوس می‌گوید: «به آن عطایی که در توست بی‌اعتنایی مکن، عطایی که به واسطۀ نبوّت یافتی آنگاه که هیئت مشایخ بر تو دست گذاشتند». به نظر می‌آید در اینجا پولس به رخداد دیگری اشاره می‌کند که باز به واسطۀ دست گذاشتن او و مشایخ، عطایی روحانی بر تیموتائوس قرار گرفته بود. در این آیه و در آیه‌ای که پیشتر به آن پرداختیم، پولس از تیموتائوس می‌خواهد تا آنچه که به واسطۀ دستگذاری او و مشایخ یافته است، شعله‌ور سازد و نسبت به آن بی‌تفاوت نباشد. یعنی، خودِ تیموتائوس هم در فعلیت بخشیدن به آنچه توسط دستگذاری دیگران به او داده شده بود، نقش مهمی دارد. با بررسی نمونه‌های مشابه دیگر در کتاب‌مقدس، می‌بینیم که ایمان و همکاری داوطلبانۀ فرد با خدا ، نقش مهمی در آشکار شدن دعوت و مسح الهی، و یا خاموش شدن آن دارد. پس در عمل دستگذاری، شخص یا اشخاصی، با ایمان از خدا می‌خواهند تا مسح، عطا یا برکاتی الهی بر شخصی دیگر قرار بگیرد، و برای تحقق این امر به شکلی نمادین دستهای خود را بر او قرار می‌دهند. در موردی مثل دست گذاشتن موسی بر یوشع، موسی با ایمان از خدا می‌خواهد تا آنچه خدا به او داده، یعنی عطیه و فیض رهبری قوم خدا، به شخص دیگری که همانا یوشع جوان بود، داده شود، تا او نیز بتواند وظیفۀ خطیر رهبری قوم خدا را انجام دهد، و با این هدف بر یوشع دست می‌گذارد. در واقع با توجه به توضیحات فوق درمی‌یابیم که یکی از کارکردهای عمل دستگذاری این است که برکتی روحانی از سوی خدا به شخص یا اشخاص انتقال یابد، و کسانی که عمل دستگذاری را انجام می‌دهند، با ایمان اعلام می‌کنند که برکت یا برکات بر فرد قرار گیرد و با‌ انجام عمل نمادین گذاشتن دست بر فرد، تحقق این حقیقت را اعلام می‌کنند. همچنین به نظر می‌رسد که خدا به تشخیص روحانی فردی که این عمل را انجام می‌دهد احترام می‌گذارد، و دعای او در تأیید الهی قرار دارد و منجر به جاری شدن برکت مالی، یا شفا، یا مسح و عطا بر فرد می‌شود. همان‌گونه که اشاره شد، ایمان و پذیرش و ارادۀ آزاد فردی که بر او دست نهاده می‌شود، در آشکار شدن و تحقق یافتن آنچه که برایش دعا شده، مهم است. اما در مواردی مثل دعای برکت عیسی برای کودکان که عیسی بر آنها دست می‌گذارد و دعا می‌کند (متی۱۹:‏۱۳-‏۱۵)، کودکان به خاطر سن کمشان از آنچه برایشان اتفاق می‌افتد آگاهی چندانی ندارند، اما برکت عیسی بر آنها قرار می‌گیرد.

۲. تأیید: 

یکی دیگر از اهداف دستگذاری در کلام خدا این است که همه به‌عینه و به‌روشنی ببینند که فردی که دستگذاری می‌شود، مورد تأیید خدا و رهبران قوم خداست. این موضوع به طور خاص در زمینۀ رهبری روحانی قوم خدا اهمیت بسزایی دارد. برای مثال، در مورد دستگذاری یوشع می‌خوانیم: «موسی طبق فرمان خداوند عمل کرد. او یوشع را برگرفته، او را به حضور اِلعازارِ کاهن و تمامی جماعت بر پا داشت. آنگاه دستهای خود را بر وی نهاد و وظایفش را به او محول کرد، چنانکه خداوند به واسطۀ موسی گفته بود» (اعداد۲۷:‏۲۲و۲۳). در واقع در این برحه از زمان، عمل دستگذاری یوشع با این هدف صورت می‌گیرد که رهبران و نیز تمامی قوم به‌روشنی ببینند که یوشع کسی‌ست که پس از مرگ موسی باید رهبری قوم را به دست گیرد، و تأیید خدا و موسی در مورد رهبری یوشع با این عمل دستگذاری بر همه آشکار می‌شود. و بدین ترتیب جلوی رقابتها و درگیریهای احتمالی در مورد جانشینی موسی در آینده نیز گرفته می‌شود. به‌یقین یکی از دلایل دستگذاری تیموتائوس جوان از سوی پولس و هیئت مشایخ، تأیید رهبری او از سوی آنان، و اعلان این حقیقت به کلیسا بود که از نظر پولس و مشایخ، تیموتائوس جوان برای ایفای نقش رهبری در کلیسای افسس توان و قابلیت لازم را دارد و مورد تأیید آنان است. بدین گونه قوم خدا متوجه می‌شوند رهبر روحانی آنان کیست و از پیروی رهبران دروغین به دور می‌مانند. این موضوع بسیار اهمیت دارد که قوم خدا رهبران راستین خود را بشناسند و از پیروی خادمینی که ممکن است کلیسا را به انحراف ببرند، بر حذر باشند. لذا از دیرباز در بین کلیساهای مختلف مسئلۀ دستگذاری خادمین اهمیت بسزایی داشته است به طوری که هر چقدر مقام خادمی بالاتر باشد، در مورد دستگذاری او حساسیت بیشتری نشان داده می‌شود. در کلیسای کاتولیک و اُرتدکس، حتی مسئلۀ دستگذاری خادمین و کشیشان به یکی از آیینهای رسمی کلیسا تبدیل شده و با شکوه و جدیت خاصی دنبال می‌شود، و در آن این باور مفروض است که نه تنها در حین دستگذاری مسح الهی برای خدمت روحانی بر فرد قرار می‌گیرد، بلکه همچنین دعوت و خدمت فرد دستگذاری شده، از سوی کل کلیسا تأیید می‌شود و جمع مؤمنان و قوم خدا از آن لحظه به‌بعد شبان و رهبر روحانی خود را بازمی‌شناسند. و چون این کلیساها خود را تداوم سنت رسولان می‌دانند، در آیین دستگذاری آنها، تأیید رسولان نیز مفروض انگاشته می‌شود، که گویی به واسطۀ دستگذاری به فرد منتقل می‌شود.

همچنین، کلام خدا به ما می‌گوید: «در دست گذاشتن بر کسی شتاب مکن» (اوّل تیموتائوس۵:‏۲۲). یکی از دلایل این اندرز آن است که فردی که برای خدمت دستگذاری می‌شود، در واقع از نظر قوم خدا کسی‌ست که رهبرانِ دیگر صلاحیت او را برای خدمت و رهبری جماعت مؤمنان تأیید می‌کنند. و اگر این شخص صلاحیت لازم برای این امر را نداشته باشد و رهبران و خادمان در دستگذاری او عجله کرده باشند، جمع مؤمنان به این فرد اعتماد می‌کنند و در نتیجۀ رهبری نادرست و نیز بی‌کفایتی و ناکارآمدی او ممکن است آسیبهایی جدّی به قوم خدا وارد شود. در این حالت رهبرانی که بر آن شخص دست گذاشته‌اند، مقصرند، زیرا با عمل دستگذاری خود در جمع، به قوم خدا این پیغام را داده‌اند که این فرد از نظر آنها صلاحیت لازم برای خدمت روحانی را دارد و مورد تأیید ایشانند. از این رو بسیار مهم است که رهبران نه از روی شتاب، بلکه پس از آزمودن شخص در شرایط و موقعیتهای مختلف و در زمان مناسب او را دستگذاری کنند.

۳. وقف: 

معنا و کارکرد دیگری که در عمل دستگذاری وجود دارد، مسئلۀ وقف و جداسازی کَس یا چیزی است که بر او دست گذاشته می‌شود. در عهدعتیق در هنگام گذرانیدن قربانیها، کاهن بر حیوانی که باید قربانی می‌شد دست می‌گذاشت و دعا می‌کرد. بدین ترتیب، این حیوان به عنوان قربانی جدا شده، کارکرد دیگری نمی‌توانست داشته باشد و به عنوان قربانی گناه، یا جرم، یا قربانی داوطلبانه گذرانیده می‌شد. یکی از معانی‌ای که در دستگذاری کاهنان وجود داشت، همانا جدا شدن آنها از بقیۀ قوم و تقدیس و وقف آنها برای خدمتی بود که خدا آنها را بدان خوانده بود. در باب ۱۳ کتاب اعمال رسولان می‌خوانیم که روح‌القدس در هنگام عبادت به رهبران کلیسای انطاکیه می‌گوید: «برنابا و سولُس را برای من جدا سازید، به جهت کاری که ایشان را بدان فرا خوانده‌ام» (اعمال۱۳:‏۲). و می‌بینیم که پس از شنیدن این فرمان: «آنگاه پس از روزه و دعا، دست بر آن دو نهاده، ایشان را روانۀ سفر کردند» (اعمال۱۳:‏۳). در این دستگذاری، این دو نفر برای انجام خدمتی مشخص جدا می‌شوند و به مأموریت خاصی فرستاده می‌شوند. برنابا و سولُس رهبرانی شناخته شده و مسح شده بودند که مسح و رهبری آنان برای کلیسا محرز بود، اما با این حال، برای انجام این هدایت و خدمت تازه دستگذاری می‌شوند و بدین گونه برای این خدمت تازه وقف می‌شوند. به‌یقین در این دستگذاری برای آنها دعا نیز می‌شود تا برای این خدمت مسح و قوتی جدید نیز دریافت کنند.بی‌شک برای دستگذاری معانی و کارکردهای دیگری را نیز می‌توان برشمرد، اما در این مقالۀ کوتاه سعی ما بر آن بود تا به شکلی اجمالی به سه معنی و کارکرد بنیادین آن اشاره کنیم. مراسم و آیینها و نمادهای کتاب‌مقدسی و کلیسایی، مشحون از معانی گوناگونند و کارکردهایی چندگانه دارند و با ابعاد گوناگون وجود انسان و سطوح مختلف آگاهی او (که شامل ناخودآگاه او نیز می‌شود)، سخن می‌گویند. و روح خدا می‌تواند توسط همۀ آنها با انسان سخن بگوید و از طریق آنها در او عمل کند. همچنین این آیینها و نمادها و اعمال روحانی نقش مهمی در انسجام بخشیدن به قوم خدا و شکل‌دهی به هویت جمعی آن دارند. تأثیرات روانشناختی آنها نیز از سوی روانشناسانی چون کارل گوستاو یونگ مورد بررسی قرار گرفته‌اند. از این رو، بجاست که با نگاهی عمیقتر و موشکافانه‌تر به آنها بنگریم و اجازه دهیم روح خدا توسط آنها با ما سخن گوید و در ما عمل کند.